تبلیغات
یادداشتهای خصوصی من - مطالب آبان 1391
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
امكانات جانبی
 

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی

کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...




   

سلام مادر بزرگ

کاش زنده بودی و میدیدی ...

که بالاخره بزرگترین آرزوی دوران کودکی ام برآورده شده است ...

بدترین آرزویی را میگویم که یک کودک میتواند آرزو کند :

" بزرگ شدن ... "




کوچکتر که بودیم ایمانمان بزرگتر بود

              بادبادک میساختیم

                      نمی ترسیدیم باد نباشد ...




من بزرگ شده ام

آن قدر که

دلم سادگی کو دکی هایم را می خواهد ...








ن : abouzar
ت : دوشنبه 15 آبان 1391
 
نویسندگان
آرشیو مطالب
امكانات جانبی