تبلیغات
یادداشتهای خصوصی من - یادادشت امروز من.....رنگ زرد رنگ زمانه ما
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
امكانات جانبی
 
 


دو سه روزی پیش کنار دکه روزنامه فروشی از روی عادت قدیمی نگاهی به پیشخوان روزنامه ها می انداختم...


تیتر های پر طمطراق....که مثل همیشه زرد بودند...

فلان بازیکن با قراردادی میلیاردی به کهکشانی ها پیوست ...فلان بازیگر پس از پایان تعطیلات از کانادا به میهن برگشت

 جومونگ می اید اینبار با افسانه ای دیگر.....حاشیه های جشن تولد مدافع پرسپولیس

ان طرف تر یک به اصطلاح هفته نامه تنها به سینمای به قول خودش فاخر هند می پرداخت و دیگری مسابقه پیامکی برای پیش بینی انتهای یه سریال ضعیف کره ای گذاشته بود....

جالب تر انکه برخی دوره گرفته بودند و با شور و هیجان در مورد این تیترها باهم گفنگو

می کردند و پس از نگاهی به این روزنامه ها بدون نگاه کردن به قیمت گزاف انها 

 که انگاری گرانی از کوچه انها نیز گذر کرده باشد انها را می خریدند...


 روانم درد گرفت...اخر این واقعیت جامعه ما شده است که هر روز فیتیله تفکرمان پایین تر می اید

دیگر کسی برای دردهای جامعه تره هم خرد نمی کند....

بیکاری...گرانی....تورم...اعتیاد....طلاق و دیگر درد های جامعه مطرح نمی شوند تا

خدایی نکرده گلزارها...نیکبخت واحدی ها....جباری ها...جومونگ ها... بازارشان از سکه نیفتد.


درد دارد دوستان...روان ادمی اتش می گیرد که در سرزمینی که مهد تفکر بوده با ان

اسطوره های میهنی و دینی فراموش نشدنی اش جمعیت زیادی از مردمانش یک

شخصیت مجهول کره ای در یک سریال سراسر دروغ کره ای الگوی خود بکنند .


و این گونه زندگی های روزمره ما به بسان روزنامه های زرد رنگ زردی به خود گرفته است که ای کاش بی رنگ بود ولی زرد رنگ نمیشد ...

وانتها....به قول دکتر شریعتی:

درد ما حصار برکه نیست ، درد ما زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده !!!
..........................................................................................................................

در خلوت روشن با تو گریسته‌ام

برای خاطر زندگان

و در گورستان تاریک با تو خوانده‌ام

زیباترین سرودها را

زیرا که مردگان این سال
عاشق‌ترین زندگان بوده‌اند


ای دیر یافته با تو سخن می‌گویم


بسان ابر که با طوفان

بسان علف که با صحرا

بسان باران که با دریا

بسان پرنده که با بهار

بسان درخت که با جنگل سخن می‌گوید


زیرا که من ریشه‌های تو را دریافته‌ام


زیرا که صدای من با صدای تو آشناست






ن : abouzar
ت : سه شنبه 13 تیر 1391
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ساراازکرمانشاه چهارشنبه 28 فروردین 1392 08:59 ب.ظ
سلام چطوری ؟خوش میگذره؟
رفاقت برای همیشه تعطیل سه شنبه 27 تیر 1391 09:31 ق.ظ
شما هم خیلی خوب نوشتی انشالله همیشه موفق باشی
رفاقت برای همیشه تعطیل سه شنبه 27 تیر 1391 09:30 ق.ظ
ممنونم بابت شعر بسیار زیبایی كه برام گذاشتی خیلی زیبا بود ممنونم
رفاقت برای همیشه تعطیل سه شنبه 27 تیر 1391 09:30 ق.ظ
سلام خوبی
ممنونم كه اومدی بهم سر زدی خوشحالم كردی مرسی عزیز
رفاقت برای همیشه تعطیل سه شنبه 27 تیر 1391 09:29 ق.ظ
سلام وقت به خیر
من با این موضوع جدید اپم و منتظر حضور گرم شما هستم
عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
(باتشكراز شما دوست عزیز
enesh شنبه 24 تیر 1391 12:56 ب.ظ
vaqti haq ba neveshtatune
dge che nazai mitunam bedam
nahid سه شنبه 20 تیر 1391 05:23 ب.ظ
سلام.ممنون از حضور زیباتون در وبم و باید بگم مطلبتان واقعا تامل برانگیز است.ببخشید که دیر برای عرض ارادت به وبتان امدم.
mammad250 دوشنبه 19 تیر 1391 09:13 ب.ظ
سلام دوست گرامی. من آپم. درخدمتم
neda دوشنبه 19 تیر 1391 11:31 ق.ظ
درصبحدم عشق کسی متولدشد که صدایش

آرامتراز نیم نگاهش زیباترازخورشید وقلبش

زلالترازآب بودوآن مهربان توهستی
صحرا یکشنبه 18 تیر 1391 07:23 ب.ظ
به به چه زیبا مثل همیشه
arvin یکشنبه 18 تیر 1391 03:06 ب.ظ
خیــــــــــلی موافقم
اگه با تبادل لیک موافقی منو با نام حرف های دلتنگی لینک کن.بیا خبرم کن تا لینکت کنم.مرسی .متظرماااااا
mari یکشنبه 18 تیر 1391 02:07 ب.ظ
چه می شد گر دل اشفته ی من

به شهر چشم تو عادت نمی کرد

و ای کاش از نخست ان چشم هایت

مرا اواره ی غربت نمی کرد

چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت

میان راز چشمان تو می ماند

تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ

زباغ دیده ات هجرت نمی کرد
_________________________
ممنونم شما لطف دارید
mari یکشنبه 18 تیر 1391 01:13 ب.ظ
شبی از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم برای قصه ام سوخت
غم انگیزست،تو شیداییم را
به چشم خویش فهمیدی و رفتی
اعظم یکشنبه 18 تیر 1391 11:04 ق.ظ
مطالب خیلی جالبی بود موفق باشید.
بهراد از تهران یکشنبه 18 تیر 1391 09:03 ق.ظ
منتظر مطالب جدید هستم زودتر اپ کنید

مطلب فوق العاده ای بود
مهرداد یکشنبه 18 تیر 1391 09:01 ق.ظ
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار

بسان درخت که با جنگل سخن می‌گوید

زیرا که من ریشه‌های تو را دریافته‌ام

زیرا که صدای من با صدای تو آشناست
.....................................

سلام دوست من چقدر قلم زیبایی دارین در ضمن لحن انتقادی مطالب شما رو که به دور از هر تعصبی است بسیار دوست دارم
دیوانه یکشنبه 18 تیر 1391 05:40 ق.ظ
حقیقت مانند دریا است که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد...
مونا شنبه 17 تیر 1391 10:58 ب.ظ
میگویند چون بگذشت روزی بگذرد هرچیز با ان روز
باز میگویند خوابی هست کار زندگانی
زان نباید یاد کردن
خاطر خود را بی سبب ناشاد کردن.
ساراازکرمانشاه شنبه 17 تیر 1391 09:23 ب.ظ
.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***____من آپم____________***
_***______مشتاق نیم نگاهی_***
__***_______هرچند گذرا____***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________**
فاطمه شنبه 17 تیر 1391 02:36 ب.ظ
ممنون
چرادیگه آپ نمی کنید
abouzar پاسخ داد:
دوست من مشغله ها اجازه نمیده به سرعت اپ کنم اما بیشتر دلم میخواد هر موضوعی رو که یادداشت نگاری میکنم خوب دیده بشه بعد برم سراغ موضوع بعد به زودی اپ خواهم کرد
p=m شنبه 17 تیر 1391 11:57 ق.ظ
بسكه لبریزم از تو، می خواهم

بدوم در میان صحراها

سر بكوبم به سنگ كوهستان

تن بكوبم به موج دریاها



بسكه لبریزم از تو، می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبك سایه تو آویزم
neda شنبه 17 تیر 1391 11:43 ق.ظ
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد


نه التـــمـاس هـــایم را

و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…

به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی

درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…


merc dadashi golam
آرزو شنبه 17 تیر 1391 10:52 ق.ظ
آرزو دارم بهاران مال تو
شاخه های یاس خندان مال تو
ساده بودن های باران مال تو
آن خداوندی که دنیا آفرید ،
تا ابد همراه و پشتیبان تو .

ممنون از حضورت و مطالب خوبه وبلاگت
امید نا امیدی های من شنبه 17 تیر 1391 12:51 ق.ظ
گاهی اوقات می خندیم به روزهای که گریه می کردیم
گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم
_________________
شک ندارم
سفره ی دلم را که وا کنم ؛
همه سیـــــر می شوند ..
مهدیه شنبه 17 تیر 1391 12:00 ق.ظ
عشق لهیب دونگاه نمی دونم
یا اینکه حدیث یک گناه نمی دونم
عشق تمنای دو قلب نمی دونم
یا اینکه رفیق نیمه راه نمی دونم
عشق سوال بی جواب
تفسیر پیاله شراب
در سینه نشوندنش ثواب
یا اینکه حباب روی اب
ارزو جمعه 16 تیر 1391 11:52 ب.ظ
دوست دارم چون
تنها ترین ستاره زندگی منی
دوست دارم چون
تنهاترین مصراع شعر منی
دوست دارم چون
تنهاترین فکر تنهایی منی
دوست دارم چون
زیباترین لحظات زندگی منی
دوست دارم چون
زیباترین رویای خواب منی
دوست دارم چون
زیباترین خاطرات منی
دوست دارم چون
به یک نگاه عشق منی
ارزو جمعه 16 تیر 1391 11:52 ب.ظ
دوست دارم چون
تنها ترین ستاره زندگی منی
دوست دارم چون
تنهاترین مصراع شعر منی
دوست دارم چون
تنهاترین فکر تنهایی منی
دوست دارم چون
زیباترین لحظات زندگی منی
دوست دارم چون
زیباترین رویای خواب منی
دوست دارم چون
زیباترین خاطرات منی
دوست دارم چون
به یک نگاه عشق منی
فاطمه جمعه 16 تیر 1391 11:08 ب.ظ
سلام دوست مهربون
خوبی ایشالا؟؟؟
ممنونم که افتخار دادی و دعوتمو قبول کردی
واقعا لطف بزرگی در حقم کردی
موفق و شاد باشی
فاطمه جمعه 16 تیر 1391 09:21 ب.ظ
آپم
neda جمعه 16 تیر 1391 07:36 ب.ظ
♥ از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم.



سلام آپمو منتظر حضور گرمت

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
 
نویسندگان
آرشیو مطالب
امكانات جانبی