تبلیغات
یادداشتهای خصوصی من - یادادشت امروز من.....چند خط درد و دل
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
امكانات جانبی
 




وصف حال این روزها حکایت عجیبی شده که  اغاز و پایان ان  پر از ای کاش هایی شده 

که انتهای بن بست یکرنگی های دنیای این زمانه تلمبار شده اند....


ای کاش هایی  از جنس دلتنگی واسه روزهایی که یکرنگی مرام مردمانی بود که خالی از هر دورنگی بودند.....

نمیدانم چرا این روزها اگر بخواهی به قول قدیمیها خاکی باشی و فارغ از موقعیت

شغلی...بی اتکا به انچه که هستی به مانند کف دست باشی و  تهی از هر افاده  و

غروری باشی تو را باور نمی کنند...

ای کاش بی انکه فریاد بزنی که چه کسی هستی تورا در سکوت باور کنند تا سنگینی خود شیفتگی روی شانه هایت ننشیند....


انگاری دیگر باید خودت نباشی ... ساده نباشی ...یکرنگ نباشی...  که اگر باشی تو را
رنگ می کنند و باور نمی کنند


که اگر مثل خودشان در گیر کلاس بازار این زمانه نشوی متاع سادگی و بی تکبر بودنت را

ارزان می خرند و افکار و وجدانت را به بردگی می گیرند تا مثل خودشان شوی


این روزها دلم  از این ایکاش ها گرفته گاهی افکارم به سمتی میرود که عقایدم را به 

 بازی می گیرد که گهگاهی منم سبدم  را از تکبر ...دو رنگی ...و همه کالاهای اشفته

بازار  این دنیا پرکنم....

 اما  دنیای من فارغ از انچه که امروز به ان رسیده ام پر از سادگی هایی است که بی

انها نمیتوانم خدا را درک کنم ...نمی توانم موفقیت هایم را تدوام ببخشم...


اری من سکوت می کنم باز هم یکرنگی را به چند رنگی ها ترجیح میدهم بگذار هر جور

دلشان می خواهد فکر کنند مهم این است که من امروز بالاتر از قله ارزوهای دیروزم ایستاده ام ....

اما... اما هرگز دیگر به انهایی که غرق در دنیای کوچکشان حتی به سایه کوچک  خود  نیز فخر می فروشند نگاه هم نمی کنم


چشمان من خاک پای انهایی که  دلی دریایی دارند و مرامشان مرام اسمانی است

انهایی  که دانسته اند چیزی ساده تر از بزرگی نیست و چیزی بزرگتر از سادگی نیست

...................................................................................................

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.

 من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم

اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم

اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم

من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمی گرده

چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه

من اون عشقم که با هرکس سر سفره نمی شینه

من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه

اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمی بندم

اگه بارون پربارم به صحرا دل نمی بندم





ن : abouzar
ت : چهارشنبه 24 خرداد 1391
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
arvin یکشنبه 18 تیر 1391 03:13 ب.ظ
خییییییییلی خوب بوود. نوشته اسطوره های سرزمین مادری هم قشنگگ بوود و حقیقت...
کمیل دوشنبه 12 تیر 1391 11:20 ق.ظ
زیبا بود....
گلستان سلیم دوشنبه 12 تیر 1391 11:17 ق.ظ
با سلام...بسیار زیبا بود و وب خوبی دارین .روز جوان مبارک
امید نا امیدی های من پنجشنبه 8 تیر 1391 11:51 ب.ظ
اندوه که از حد بگذرد،
جایش را
میدهد به یک بی اعتنایی مزمن،
دیگر مـهـم نیست
بودن یا نبودن،
دوست داشتن یا نداشتن،
آنـچه اهمیت دارد
کشداری رخوتناک حسی است،
که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند،
در آن لحظه فقط در سکوت غرق می شوی،
و نگاه میکنی و نگاه ....!!!!!
amtis یکشنبه 4 تیر 1391 06:45 ب.ظ
چقدرعقایدمنوشمابهم نزدیکه امروزمنم براساس اتفاقاتی که افتادداشتم به همین ای کاش هافکرمی کردم وآخرشم بازم رسیدم به همون سادگی
سلام مرسی که سرزدی اگه باتبادل لینک موافقی خبرم بده
ساراازکرمانشاه شنبه 3 تیر 1391 11:19 ب.ظ
سلام وقت بخیرآپم
آرزو شنبه 3 تیر 1391 03:38 ب.ظ
بعضی دردها و چیزها
چقدر دیدن و شنیدنش تحمل میخواد….
خالی ام از حرف….
پرم از دلتنگی!!


زیبا بود . مثل همیشه
سلام شنبه 3 تیر 1391 01:51 ق.ظ
یادم رفت... سپاس از حضورتان در وبلاگ.. خدمت امام رضا بودیم نشد زودتر بیایم...
سلام شنبه 3 تیر 1391 01:50 ق.ظ
منتظر چه هستید؟ ما امیدوار به بروزرسانیتان بودیم!...
غریبه جمعه 2 تیر 1391 04:46 ب.ظ
آهنگ وبلاگتون اشک من وهمسرم رو درآورد
امیر جمعه 2 تیر 1391 03:48 ب.ظ
کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام


شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دستهای تو ولی بالا نبود


باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود …
پریچهر جمعه 2 تیر 1391 03:39 ب.ظ
روحـَمـ مـے خـواهـَد بــِرَوَدـ

یــِڪ گـوشــِﮧ بــِشینــَد

پـُشتـَش را بــِﮧ دُنـیـآ کـُنـَد

زانوهـآیـَش را بـَغـَل کـُنـَد

و بُلـَنـد بـُلـَند بــِگویــَد

مـَن

دیـگـَر بـآزے نـِمـے ڪُنـَمـ
سپیده جمعه 2 تیر 1391 11:29 ق.ظ
گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ…

نه کوچکم و نه بزرگ؛ خودت هستی که دور می شوی و نزدیک!
.
.
.
.
ممنون که اومدی دوست گلم
شاهین جمعه 2 تیر 1391 06:49 ق.ظ
مرسی از حضور گرمتان
مهدیه جمعه 2 تیر 1391 12:10 ق.ظ
دوست های واقعی مثل صبح میمونن نمیشه تموم روز داشتشون ولی مطمئنی
که فردا،هفته ی بعد،ماه بعد،سال بعد..... تا ابد هستند....
صحرا جمعه 2 تیر 1391 12:07 ق.ظ
متن هات زیباست لینکت کردم
neda پنجشنبه 1 تیر 1391 11:55 ب.ظ
تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را
بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم
فـرمـول وار ؛
مـرتـب و بـی نـقـص ...
و تــو
بـا یـک اشـاره
هـمـه چـیـز را
در هـم می ریــزی ...
در شرح حال گل
بنویسید خار را
بر هم زنید : خوب و بد روزگار را
Admin پنجشنبه 1 تیر 1391 10:25 ب.ظ
زیبا بود
سپاس
دیوانه پنجشنبه 1 تیر 1391 08:50 ب.ظ
دوست های واقعی مثل صبح میمونن نمیشه تموم روز داشتشون ولی مطمئنی
که فردا،هفته ی بعد،ماه بعد،سال بعد..... تا ابد هستند....
امید نا امیدی های من پنجشنبه 1 تیر 1391 08:10 ب.ظ
یکی از کرم‌های که علاقه دارم بریزم اینه که واسه یه فیلم زیرنویس فارسی بدم بیرون، بعد اول فیلم بنویسم این یارو رو می‌بینی؟ آخر فیلم می‌میره!
محسن امیرخانی پنجشنبه 1 تیر 1391 07:04 ب.ظ
از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس
این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست
میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم
حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم…
................................................
مطلب فوق العاده ای بود
ساراازکرمانشاه پنجشنبه 1 تیر 1391 06:20 ب.ظ
سلام آسمانت بی غبارسهم چشمانت بهارقلبت ازهرغصه دوربزم عشقت پرسروربخت وتقدیرت قشنگ عمرشیرینت بلند.وبلاگ قشنگی داری اما پروفایلی ندیدم جهت آشنایی باصاحب این وبلاگ !!
raha پنجشنبه 1 تیر 1391 06:04 ب.ظ
قشنگ بود
ارزو پنجشنبه 1 تیر 1391 05:33 ب.ظ
99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس
3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !!!!
mammad250 پنجشنبه 1 تیر 1391 04:52 ب.ظ
سپاس گزارم.شما هم لینک شدید.
به امید دیدار
mammad250 پنجشنبه 1 تیر 1391 04:32 ب.ظ
سلام ابوذر جون.
وبلاگت خیلی جالب و زیباست.
بهت تبریک میکم.
ممنون از اینکه بهم سرزدی.
برای تبادل لینک هم درخدمتیم.اگه لینکم کردی یه خبر بده که منم لینکت کنم.
بازم متشکرم.
نیلوجووووون پنجشنبه 1 تیر 1391 04:22 ب.ظ
همیشه سخت ترین سیلی را از كسی میخوری كه روزی بهترین نوازشگرت بود .
neda پنجشنبه 1 تیر 1391 12:37 ق.ظ
کُل ِدُنیا را هَم کـِہ داشتِـہ باشــے ...

باز هَم دِلَت میخواهَد...

بَعضــے وَقتها .. فَقَط بَعضــے وَقتها ...

بَراے یـِک لَحظِـہ هَم کِـہ شُده ...

هَمِـہے ِدُنیاے ِیــِک نَفَر باشــے
پاشا یزدانیان چهارشنبه 31 خرداد 1391 04:36 ب.ظ
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.

من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم

اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم
.......................

بعضی از مطالبتون رو با اجازتون توی مجله دانشگاهیمون چاپ کردم منتظر مطالب جالبتون خواهیم موند
امیر چهارشنبه 31 خرداد 1391 04:31 ب.ظ
روز تولد من است

می بینی کودک درون من چه شادمان است؟!

با آرزوهایش زمانی خوش بود.

با زندگی ،زندگی می کرد هرروز

و چه سخت گذشت .... آن روزهای من....

تا گذشت و گذشت .... شاید امسال قلب من.... آرام شود ....

و شاید امروز روز تولد تو هم باشد

تولد من

یا تو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
 
نویسندگان
آرشیو مطالب
امكانات جانبی